« مزرعه مشهور» پاریس<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

واقعا دیدن دارد!   به خصوص موقعی  که زنبورها نیز با دیدن  آن  رانهای بسان تخم مرغ آپز، از عسل سازی دست بر می دارند و همگی یک جا از کنـدو  بیرون می ریزند ،  تا حداقل به اندازه  نیشی ، عیشی کنند !

 واقعا تماشایی است ، آن  لحظاتی  که،   دو ستاره زیبا روی « مزرعه مشهور»،    با  عینک دودی و لباس های  بسیار شیک  در کنار گاوهای نیمه وحشی  و  شاخ  دراز،  روی صندلی های چرمی  می نشینند تا   با آوازشان  ،   پستان های پر آنها را،  خالی از شیر کنند !

   کار های آن  ده  چند نفر  واقعا دیدن دارد !  آنهایی که از بهشت شهر گریخته اند تا   طعم زندگی شهری را در روستای سرسبز کیلومــتر ها  دور از پاریس  به نسیم فراموشی بسپارند و برای چنــد روزی،  عمـــر را    در    « مزرعه مشهور» در کنار تعدادی گاو وگوسفند ، مرغ و خروس، خوک و خوکچه ، اسب و الاغ و دیگر حیوانات ازاین رسته،   به حراج ایام بگذرند . با این که شبکه اول تلویزیون فرانسه برای جذابیت بخشیدن به این برنامه از دو هنر پیشه بسیارزیبا،  که حتی یکی از آنها ملکه زیبایی دو سه سال پیش پاریس بوده،  بهره جسته است،   اما زمان پخش برنامه به خوبی نشان از میزان موفقیت آن دارد ، زمان پخش از ساعت 23:45 در شب های فرد،  شروع می شود و تا ساعت 1:30 نیمه شب  ادامه می یابد .  درست زمانی که،  4  ساعت از وقت خواب اکثر  فرانسوی ها گذشته است و حتی برای آنهایی که به عللی،  خواب با چشمانشان  قهر کرده  هرگز قوقولی  خروسها  ، عوعو سگ ها و عر عر خرها،  هیچ گونه جذابیتی ندارد،  چه برسد به این که بخواهند با نگاه کردن بر حرکات عجیب و غریب آنها، هزینه  برق و مالیات  تلویزیون،  برای خود بتراشند. 

در این برنامه که به صورت  سریالی،  پخش می شود،  بی مزگی در بیشتر اوقات به بالا ترین حد می رسد.  نمونه اش ،  لوس بازی های  دو مجری  مرد میان سال آن است،  که در بیشتر موارد ،  از هیبت مردانه به قیافه زنانه  می گریزند و سعی می کنند تا با ادا و اطوار های زنانه،  به اصطلاح لبخندی بر لبان بینندگان بنشانند، غافل از این که،  یکی از این ینندگان که  من باشم در آن لحظه، یا  کانال راعوض می کنم و یا  تلویزیون را خاموش.

اگر چه  هدف سازندگان این برنامه،  آشتی دادن صنعت و سنت به زبان طنز  بوده است، اما از آن جا که،  شناخت کافی ازفضا و  محیط روستایی نداشته اند ، و در بسیارجا ها  از طنز، استفاده  نابجا و حتی افراطی  کرده اند،  لذا به سوی  موفقیت،  گامی برداشته نشده است . مثلا  کدام روستایی عاقل با دمپایی و پای لخت،   در میان خارهای مغیلان به گاو چرانی می پردازد، یا  الاغ سالم  را داخل فرغون چوبی می گذارد وخود، آن را هن هن کنان ، هل می دهد، یا یونجه را با اره و به حالت خوابیده  درو می کند، یا کاه را با بیل  داخل چمدان مسافرتی می ریزد، یا بشکه را سر و ته  می غلتاند ، یا  کدام زن روستایی  می تواند در میان گرد غبار گوسفندان، به لب هایش،  روژ بمالد وبه چشمانش سایه بکشد  ویا  کدام آدم عاقلی با لباس زیر در وسط روز که آفتاب بر سر می کوبد  به لانه زنبور ها دست دراز می کند و  ...

اگر این  رفتار در نظر برخی قابل دفاع باشد اما از نظردوستداران حیوانات،  حداقل آن بخش از داستان هیچ گونه دفاعی ندارد ، آنجایی که  تبیعض حیوانی قایل می شوند، یعنی  خوک ها  و سگ ها بیش از سایر حیوانات در  مقابل دوربین تلویزیون  ظاهر  می شوند

شاید به همین دلیل باشد ،  که دیروز کانال 4 فرانسه  در انتقاد از این برنامه،  بزی را نشان می داد که به جای خوردن شاخ و برگ درختان ، گیسوان بافته شده طناب گونه یکی از  هنر پیشه زن آن فیلم را با عصبانیت می جوید.  یا شاید هم  شیهه آن اسب سفید، اعتراضی بود به این  که چرا باید  هنر پیشه های گل اندام و نازک طبع،   در کارش دخالت کنند و درشکه اش را از او بربایند  وپر از کود نمایند و  به دنبال خود بکشند...

ساعت   3:45 بامداد ـ پاریس ـ اسدی 

  

 

/ 2 نظر / 6 بازدید
بهاره

اين هم يك نوعشه ، برنامه اي به سبك ناتوراليسم مايل به كوبيسم.ولي توصيفت از برنامه جالب بود.

علی

بيان کوشه‌ای از زندکی فرانسوی‌ها به همراه استعاره‌های شما همواره ارزشمند است