<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

مادرانی که در کودکان خویش

دشمن خویش را می بینند

 

« در آفريقاى جنوبى در هر ۲۶ دقيقه به یک  زن تجاوز مى شود، پنچشبه پیش نیز به من تجاوز کردند. »  این را « شارلن اسمیت » خبرنگار جوان و سفید پوست  « میل اند گاردین » می گوید!

ماجرا زمانی  شروع شد که خبر تيراندازى  پليس و پيوستن جوانان به تظاهرات ،  به دفتر مجله رسيد، و مسئولان  مجله او را به منطقه ای « آلکساندرا » برای تهیه  گزارش به محل تظاهرات  فرستادند.  این دختر  ریز نقش  همان روز مشاهدات خود را  از کیوسک تلفن به  دفتر روزنامه  چنین بیان کرد :

« درحالی که به همرا  چند خود روی پلیس  و آمبولانس ، و اتومبیل های نعش کش درمیان جمعیت  پا به پا می روم می بینم  که خانه ها و مدارس منطقه در میان شعله های آتش گم شده اند ، ماموران  اجساد تیکه تیکه شده  انسانها را  از توی خیابان جمع می کنند و مثل سیب زمینی توی کامیون ها پرت می نمایند. این صحنه ها آنقد ر چندش آور و شنیع است  که مو به تن  آدمی سیخ می شود . .. »

فردای آن روز که این گزارش در مجله چاپ شد ، ماموران پلیس در به در به دنبال او گشتند ، تا این که شبی او را در اتاق خوابش پیدا کردند . ابتدا دست و پایش را بستند و به او تجاوز کردند. این نخستین  حادثه عمیق در زندگی  اوبود  که هرگز از یادش نرفته و نمی رود.  او خود دراین باره می گوید :

  آن  شبى كه  به من تجاوز شد، اگرچه پيش مقامات قضایی رفتم، اما اطلاعى در موردتجاوز به آنها  ندادم. فقط ازآنها خواستم ترتيبى بدهند  كه من هر چه زودتر معاينه شوم   ودكترا به من  دواى پيشگيرى عليه بيمارى ايدز  بدهند. همه ى فكرم اين بود كه ايدزنگيرم. تا این که  به بيمارستان رفتمولى دكتراى بيمارستان حاضر نشدن به من دارو بدهند ، آخه من هم مثل خيلى كسانى ديگه بيمهدرمانى نداشتم. انقدر ناراحت بودم كه يقه يک دكتر را گرفتم و بهش پرخاش كردم و انبعد از داد و بيداد فراوان، سرانجام حاضر شد اين دوا رو در اختيار من بذاره.”

شارلن اسميت دوا را به دو دليل دريافت كرد. اول اين كه پول بسيارى بابت آنپرداخت و دوم به اين خاطر كه خبرنگار مشهورى بود. همين كه از بيمارستان به خانهبرگشت، پشت كامپيوترش نشست و شروع كرد به نوشتن. مى خواست تمامى تجربه خود را بهاطلاع همه مردم كشورش برساند. تجربه تجاوز  به خود را، تجربه اين كه در كشورش  آفریقای جنوبی، كهدر آن بيشترين شمار مبتلايان به بيمارى ايدز وجود دارد، هنوز هيچ دارويى براىپيشگيرى از اين بيمارى وجود ندارد و مبتلايان بايد يا بميرند يا مبلغى بسيار گزافبراى خريد دارو بپردازند. مى خواست با مردم درد دل كند و از حق پايمال شده زنانىبگويد كه مورد تجاوز واقع شده اند. روزهاى متوالى مى نوشت. در هنگام نوشتن حالش بههم مى خورد، استفراغ مى كرد، از بلايى كه به سرش آمده بود، به شدت مى گريست و بازمى نوشت. خواب از او گريزان شده بود. ديگر نمى توانست بخوابد. قرص هاى قوى مسكن مىخورد تا بتواند كمى بخوابد.

 شارلن اسميت در مورد آنچه مى نوشت تحقيق مى كرد. هر چه مطلب در اين مورد نوشتهشده بود مى خواند، يادداشت برمى داشت. آمار تجاوز به زنان را در آفريقاى جنوبى بهدست آورد و به بررسى آنها پرداخت. دريافت كه در كشورش، سالانه به ۵۲ هزار زن تجاوزمى شود. مطلع شد كه از هر ۳۶ زن ، كه مورد تجاوز قرار مى گيرند، فقط يكى حاضر مىشود در اين مورد با مقام قضایی  صحبت كند. بعد محاسبه كرد كه شمار واقعى اين زنان در سالبه يك ميليون نفر مى رسند.

این تنها زنان آفریقای جنوبی نیستند که به این حادثه دردناک گرفتار می شوند.  بلکه زنانی دیگر کشورهای چهان به خصوص  کشورهای که گرفتار جنگ و خشونت هستند به این درد مبتلا هستند.  براساس نهاد بین المللی  کمک به زنان ( مدیسا موندیاله ) خشونت  و آزار جنسی به عنوان سلاح جنگی عیله زنان به کار گرفته می شوند .  در بسیاری از مناطق جنگی  سخن گفتن  از این واقعیت  همانند سابق « تابو » به شمار می آید یا حتی  در ردیف مسایل جانبی  جنگ قلمداد  می شود.

اگر در خلال  جنگ بالکان در دهه میلادی دستکم 20 هزار دختر و زن  مورد خشونت جنسی قرار گرفته اند در رواندا شمار زنانی که قربانی خشونت های  جمعی  در خلق کشی سال 94 پانصد هزار نفر ارزیابی می شود  امروز کار به جایی رسیده که در دارفور سودان شبه نظامیان برای در هم شکستن مقاومت ساکنان این منطقه زنان را در برابر خویشاوندانشان مورد تجاوز جنسی قرار می دهند  

در گزارش سازمان عفو بينالملل از مصاحبه با زن سى ساله اى كه مورد تجاوز و ضرب و شتم قرار گرفته نقل مى شودكه: «شبه نظاميان عرب با اتومبيل، اسب و شتر وارد منطقه شدند. وقتى آن ها عملياتقتل و غارت خود را شروع كردند،  سربازان ارتش در خارج از محوطه  ناظر بر حوادثبودند. در روستای ما  تقريبا پانزده زن و دختر جوان بطور پى درپى در حضور ديگران موردتجاوز قرار گرفتند. بعد از آن،  عرب ها پاهايشان را  بستند و حتی شكستند ، تا آن ها نتوانند فراركنند.»

شاهدان ديگر از زنان حامله اى سخن مى گويند كه در ابتدا مورد آزار جنسىقرارگرفته و سپس با چاقو شكمشان دريده شده است. در گزارش بعدى از دختربچه هشت سالهاى سخن گفته شده كه مورد تجاوز پنج تا شش مرد قرارگرفته است. زن ۲۳ ساله اى كه اوهم قربانى تجاوز بوده در اردوگاه فراريان تعريف مى كند كه بعد از اين عمليات شوهرمنمى توانست مرا ببخشد و مرا از خانه بيرون راند.

موقعيت اين زنان  بخصوص زمانى دردناكتر مى گردد كه آنها بر اثر تجاوز جنسى  باردار مى شوند. بسيارى از دختران جوان و زنان نه فقط مورد تجاوز قرار مى گيرندبلكه ربوده  شده  و به شكل بردگان جنسى مورد سوء استفاده قرار مى گيرند.

در جمهوری دموکراتیک  کنگو حتی زنان مسن نیز از تجاوز در امان نماندند.   سازمان یونیسف تنها در شش ماه گذشته از هشت هزار زن  که مورد تجاوز قرار گرفته اند  حمایت کرده است .

دوسال پس از سقوط  حکومت طالبان  هنوز تجاوز به زنان  توسط سربازان قدیمی و یا پاسداران  فعلی  به کرات اتفاق می افتد . در عراق نیز بسیاری از زنان  توسط نیروهای آمریکایی و انگلیسی و نیروهای متحدان امریکا مورد تجاوز و تحقیر جنسی قرار گرفته و می گیرند.  برای بسیاری از این زنان  علی رغم این که  پایان جنگ اعلام شده ، هنوز  این فاجعه  سپری نشده است.  مشکلات  روحی و روانی  زنانی که  مورد تجاوز  قرار گرفته  و می گیرند  و کودکانی که  بر اثر این تجاوزات  به دنیا آمده و می آیند، مادرانی که  ناخواسته  مادر شده اند  و در کودک خویش دشمن خویش را  می بینند ، باقی است.   بسیاری از این زنان  از ترس و شرم  از این مساله  سخنی به میان  نمی آورند  ولی سایه شوم  آن  زندگی اشان را  تیره و تار می کند. 

/ 4 نظر / 10 بازدید
neyestani

در يادداشتی برای مسعود بهنود ( که گاهی از هر دری می نگارد )نوشته بودم که به باورمن ، روزنامه نگاري علي رغم فلسفه وجوديش كه كشف و انتشار واقعيت است ،به حرفه اي " روز نوشت " بدل شده است و در آن يافته هاي دقيق كه برآمده از تلاشي علمي و تجربي باشد ،نادر به دست مي آيد و غالب سخناني نيز كه بر كرسي نقدو بحث مي نشيند ، گاه به سان سخنان دور منقلي مي ماند كه از منطق چنداني برخوردار نيست.شايد به همين سبب است كه هيچ تحليلگر واقع بيني در حوزه علوم انساني ، روزنامه را مرجع واقعيت نمي يابد. ‌با اين همه عباس گرامی ، از نوشته هايت بوی مرجع بودن می آيد.

پسرك سر در گم

عباس عزيز ، باز هم نوشتی ... باز هم تکان دهنده ... مثل يادداشت (زندانيان نامرئی) و (نماز خوف بخوانيم) و چند نوشته ديگرت ... من خيلی با گفته نيستانی موافق نيستم ... همين روزنامه ها و خبرگزاری ها هستند که تنور جنگها را گرم ميکنند و گاه حتی به راه می اندازند ... مگه همين پرونده هسته ای ايران نيست؟ همه اش از گزارش CNN شروع شد. الخ. اما عباس جان تو رو خدا يه کمی هم از روشنايی و نور بگو ... تو داری همه اش از تاريکی و ظلمت مينويسی.

احمد ولایتی

خوب بود.خسته نباشید. البته در ایران هم از همین اتفاقات می افتد.وقتی صفحه حوادث را باز می کنیم از این همه سقاوت، برادرکشی، فرزند آزاری و تجاوز وفساد در کشور متاثر می شویم و از خود سئوال میکنیم بر ما چه رفته است؟

مونا

سلام اقای اسديُ، خيللی تلاش کردم براتون ايميل بزنم ولی با ادرسی که در وبلاگتون بود موفق نشدم يعنی پيام ميده که ادرس اشتباهه! اگر ممکنه ادرس ايميلتمن رو(يا اگر ادرس ايميل ديگری داريد) برام بفرستيد با شما کار واجبی دارم،ممنون