پرده غمناک

 همچنان آویزان است!

چند پیش  نامه های  علامه  محمد قزوینی به سید حسن تقی  زاده  دستم افتاد  و خواندم.  درهر سطری  از نامه،  صدق و صفا  و عشق و عواطف  انسانی  موج می  زد. سراسر این نامه  ها  گویای صداقت و سادگی  و درست کرداری نویسنده آنهاست. از خلال  سطور، که گاه طنز های  ظریف  و لطیف   در آنها نهفته  است  و حتی  بوسیله کلماتی  از آن سطور، مردی «شناختنی» را می شناسیم.

 قزوینی دانشمند برجسته تاریخ ادبیات، که در 1903 یعنی  یک قرن پیش به پاریس  آمد و به تحقیق  و  تجسس علمی پرداخت، اما پس از بروز جنگ جهانی  اول به برلین رفت و در آنجا به اتفاق  تقی زاده مجله  کاوه را  منتشر  کردند.  ولی وی پس از چهار و نیم سال ، دوباره به پاریس بازگشت با این حال  دوستی این دو  تا آخر  عمر پایدارماند.

  قزوینی ، در یکی  از نامه های خود،  از این که ثروت  همچنان بر علم پیشی می  گیرد گله می کند  و می  نویسد: «خدا  لعنت  کند اوضاع  اقتصادی را که از  خلقت آدم  و حوا تا کنون و تا کی؟ ــ  خدا  می داند ــ  همیشه  غالب  و حاکم بر اوضاع  علمی و ادبی بوده است  و در  هیچ  مملکتی از  ممالک دنیا، نه در قدیم  نه در  جدید، نه در تاریخ  نه در  قصه،  نه  در افسانه دیده  و شنیده  نشده است  که امتیاز  انسان از  حیث اوضاع  صوری مادی فقط به  فضل  و  علم و ادب باشد، یعنی  هر که عالم تر است  متمول تر و ثروتمند تر باشد. همیشه  علم  مغلوب  مال  بوده  است. لعنت خدا بر چنین  اوضاعی  و لعنت خدا بر کسی  که روز اول درهم  و دینار را  سکه زد.»

او سپس  در  نامه  دیگری، از گرانی  خرج و خوراک  و  پوشاک ومسکن در  پاریس  شدیدا  شکوه  می کند  و  پرداخت ماهی  دو هزار  500 فرانک  بورس  تحصیلی  دولت ایران را  ناکافی می  داند. تا این که  در 2  ژوئیه 1928 تقی زاده به او مژده می  دهد که  «کمیسیون مالیه  مجلس» در صدد  است بورس تحصیلی  او را به  600 تومان در  سال   افزایش  دهد.

 قزوینی با شنیدن این خبر، بلافاصله نامه ای  تشکر آمیز  به تقی زاده می نویسد و در آن وضعیت  زندگی  دانشجویی  در  پاریس را به طور دقیق  تشریح می  کند.  حدود 78 سال،  که  از  نگارش این نامه می گذرد، انگار همین امروز  نوشته شده است، چرا که وضعیت کنونی زندگی  دانشجویان ایرانی  خارج از  کشور  حداقل  در فرانسه  بسان زمان مخبرالسلطنه  است. حال  اگر باور ندارید  بخشی  از  نامه را بخوانید:

« در این سال های  اخیر تصور نمی توانید بفرمائید به چه درجه ای مخارج  زندگی در پاریس گران شده است.  دیگر اصلا و ابدا این پول های معمولی  ( مثلا  دو هزار و پانصد فرانک  برای  یک خانواده سه نفری مثل  بنده  که میزان متوسط پولی است که دولت به بنده می رساند ) دیگر  کفایت نمی  کند. یعنی  کفایت می کند  ولی  با سختی و صعوبت فوق العاده و صرف  وقت زیاد در خرید  اجناس و اشیاء از  جاهایی که  در آن جا ها  شاید چند شاهی ارازانتر باشد. ولی  در عوض وقت گرانبها که عوض  ندارد  صرف می شود و مشغولیت و دغدغه دائمی  خاطر به حساب پول  و جمع و ضرب  و تفریق و تقسیم  که  مبادا تا آخر  ماه ده فرانک  کم بیاید یا خرج زیاد بیاید.

و  اگر علاوه کنید بر این مخارج یومیه، مخارج فوق العاده خانه  و اثاثیه و نحوذلک را که  در این دو سال اخیر برای مخلص پیش آمده است  و هنوز پشتم  زیر سنگینی  قروض هنگفتی که ناشی از آن  مخارج فوق العاده است خم است، آن  وقت خواهید دانست که این  اقدام مجلس اگر خدا بخواهد و صورت فعلی  پیدا  کند  و قطعی و نهایی گردد چقدر به موقع بوده است.

حالا  باید امیدوار  بود که اگر این کار انجام  گرفتنی باشد به مضمون «خیر الخیر ماکان عاجله» در حیات این جانب صورت بگیرد نه پس از  چند  سال دیگر که شاید بنده مرده  باشم  و از قبیل داروی نوش  برای سهراب باشد.

پارسال به خاطر  دیر رسیدن پول نزدیک بود تمام تار  و پود عمر و کار و خانواده و جمیع زندگی بنده  از  هم بگسلد. چه  9 ماه تمام  نجومی از تهران برای  بنده مطلقا و اصلا دیناری نرسیده و تصور بفرمائید حال  کسی را مثل بنده  مسن و صاحب  یک زن و یک بچه و در دیار  غربت  که هیچ کس  را نمی شناسم و ذخیره ای  بوجه  من الوجوه در هیچ جای دنیا  ندارم  حتی  ذخیره اثاثیه  یا ظروف فلزی  گران و نحو ذلک  که انسان در مواقع  احتیاج  بتواند  بفروشد یا گرو  بگذارد...  مقصودم  از  همین قدر هم که گوشه  ای از این پرده  غمناک  برای  سرکار برداشتم این بود که بدانید اگر پیشنهاد سرکار  صورت بگیرد فی الواقع  از قبیل ابری  که در بیابان بر تشنه ای  ببارد خواهد بود  و این خیال سرکار که  مجلس را بر این کار خیر  ترغیب کرده اید  الهام ربانی بوده است.»

این روزها که مصادف  با صدمین سالگرد  مشروطیت  است، نامه های  قزوینی به قول عرفا وقت  ما را خوش  کرد  خداوند همیشه  روح او را خوش  و  خرم کناد.

عباس اسدی ،  10 اوت 2006 ،  ساعت یک نیمه شب پاریس

 

/ 1 نظر / 15 بازدید
علی