<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

قرارمان سواحل اقیانوس اطلس...

... هواپیما هنوز اجازه فرود نیافته بود،  که  قفل سکوت بین من و آن خانم،  شکسته شد. همان خانمی که  بلوز گل گلی قهوه ای رنگ، به تن داشت  و تارهای  سفید گیسوانش،  از زیر  روسری مشکی،  سن و سالش را به تصویر می کشید . او سمت چپ  من،  کنار پنجره هواپیما نشسته بود.  با این که حدود 6  ساعت در هوا بودیم اما  از تهران  تا  پاریس،  اصلا ، کلامی  بین  من و  او رد و بدل نشده بود،  نه این که عمدی در کار بود،  بلکه این خواب بود که در چشمان اولانه کرده و بین ما  قفل سکوت زده بود. حتی چند بارهم که میهماندار هواپیما غذا و نوشیدنی آورد، و  من سهم او را روی مــیزش گذاشــتم،  بوی غــــذا نیز پلــک های او را بالا نـبرد. تا این که  در آســمان فـــرود گاه «  اورلی »  پاریس ، خواب با تلخی  چشمان اورا رها نمود و اونیز  اولین نگاهش را به من دوخت وخواهش کرد تا  وسایلش را از بالای سرم به او بدهم ، آنها را پایین آوردم ،   7 ـ 8 جلد کتاب قطور بود ،  که   گذر زمان چهره ایشان را زرد کرده بود. نام کتاب رویی مرا به سال های  دور برد، زمانی که درسال دوم و سوم  دبیرستان برای به خاطرسپاری این اسم و اسامی مشابه ، کلی به  حافظه مان کلک سوار می کردیم .  مثلا آنها را با یک نام آشنا در محیط،  گره می زدیم تا در جلسه امتحان با کمک آن نام،  این اسم نیز از کنج حافظه مان بیرون بپرد. باری آن کتاب « المعجم البلدان فی ...» نام داشت.  کتابی که همواره برایم معادل « گلدان » بود، در باره اش سه چهار سطری بیشتر ، در کتاب ادبیات سال دوم دبیرستان نخوانده بودیم و حالا برای اولین بار، خود کتاب را آن هم  در داخل هواپیما می دیدم.  کتابی معتبر و جامع در عصرخود و درباره تاریخ و  جغرافیا و...

 با دیدن این کتاب و آن خانم حیران شدم . اما آن خانم از حیران من حیران  شده بود.  در حالی به طرف  در خروجی  هواپیما می رفتیم  از کار وبارم پرسید که پاسخ  به تحصیل ختم شد و قبل از آن که سئوال بعدی را بپرسد من از او در باره  قضیه کتاب ها پرسیدم،  که جوابش این بار بیش از خود کتابها مرا متحیر کرد . چون که  گفت کتاب ها برای خودش نیست، بلکه برای شوهرش است که در صدد تهیه دایره المعارف  اختر شناسی و مسایلی از این قبیل است .  اسم شوهرش را قبل از این که بپرسم  خودش گفت :  دکتر محمد حیدری ملایری.  با تعجب پرسیدم همان آقایی که، یکی از سرشناس ترین محققان ناسا است ؟ جواب مثبت داد .  فکر کردم یا سئوالم را متوجه نشده  ویا این که من درست نشیندم ، بنابراین   دوباره سئوالم را تکرار کردم  که گفت : آری.  گفتم من فکر می کردم او در آمریکاست، چون که همواره صدایش را در بخش علمی صدای آمریکا شنیده بودم ،چنان  توضیحاتی  داد، که نفهمیدم  چگونه به  بخش تحویل بار فرودگاه رسیدیم .  اما آنجا  بدون این که  به همدیگر شماره تلفن و آدرسی بدهیم ازهم جدا شدیم...

تا این که دیروز صدای دکتر ملایری را  شنیدم اما این بار از رادیو فرانسه ، که در باره   گذر  زهره  از برابر خورشید صحبت می کرد  که مثل همیشه  مباحث  اختری را به زبان بسیار ساده بیان می کرد و از میان آنها جالب ترین نکته  این بود که گفت: «  اگر دیروز کسانی   در ایران و فرانــسه نتوانسته اند، این پدیده بسیار زبیای و نادر  فضایی را  مشاهده کنند می توانند تا سال 2117  تاکید می کنم  تا سال  2117  صبر کنند و آن موقع به سواحل اقیانوس اطلس بیایند و با چشمان غیر مسلح  آن را ببینند .» با شنیدن آن خواستم بگویم که مبادا در آن موقع به  جایی  قول بدهید، چرا که از حالا شما به سواحل دیدنی  اطلس دعوت شده اید ....

دیدار تا یک قرن و اندی  بعد....

 دیدار...ر....ر..... تا... یک... ک... ک...قرن.. ن.. ن.. اندی.. ی.. ی ... .بعد.......

اسدی ـ پاریس ـ 11 ژوئن 2004 ـ ساعت 4:15 بامداد

 

/ 5 نظر / 4 بازدید
فرزاد

سلام وبلاگ حيلي باحالي داري ولي حيف که از عکس استفاده نکردي آخه يه عکس مي تونه يه دنيا مفهوم رو برسونه . درسته که اين کار تو پرشين بلاگ سخته ولي من يه راه حل برات دارم کافيه به آدرس URL مراجعه کني و طبق راهنمايي اونجا عمل کنط اگه مشکلي داشتي بهم ميل بزن اگرم موفق شدی يه ميل بهم بزني ممنون ميشم.فعلا قربانت

بهار

قرار ما هر كجاي دنيا،هر جا كه هيچكس نشاني اش را نمي دانست.قرار ما تمام جزيره هاي ناشناخته،قرار ما هر كجا كه ..

ali

اين قرار مردودی است که با طبيعت انسانی سازگاری ندارد و اما اين چرخ گردون هماره به قرار است مگر که ... و آنجا ما هم حاضريم در يک بی قراری! بقرار باشی

فرزاد

وبلاگ قشنگت رو ديدم. خيلی لذت بردم. هيچ ميدونی يه عکس به اندازه ده صفحه متن ميتونه به مخاطبش مطلب برسونه و چقدر گذاشتن عکس توی پرشين بلاگ سخته و ما اين مشکل رو برای شما حلش کرديم اگه ميخوای توی وبلاگت عکس بذاری کافيه رو آدرس URL کليک کنی.

Mahmoud Dehgani

بسيار عالی بود . قلمت جاری دوست عزيز. محموددهقانی